Saturday, January 13, 2007

2007

حیف که دستمالی نشدم در دستان شما آنهم از نوع کاغذی هیچ چیز را نشانه نرفتن نه از سرعجز که همه چیز را نشانه گرفتن شما اسم این فرایند را چه می گذارید ناتوانم ولی حاضر و آماده لقمه ای باب دهان شما قبل از اینکه سرد شوم واز دهانتان بیفتم بیائید وحیف ومیل ام کنید خیلی خوشحالم از اینکه دستهایم به پشت تا می شوند بی اینکه پشت سرم چشمی داشته باشم حداقل می دانم که چند وجهی ام بیش از آنکه به قرنیه چشم ام اعتماد داشته باشم کلمات که قرینه می شوند اعتمادم را جلب می کنند

Wednesday, January 10, 2007

با 1001 بدبختی

دو فرشته ی تاس در جیب دارم و با هر تکانی که به خودم می دهم
انگار که سرنوشت ام
رقم می خورد

Wednesday, January 3, 2007

123

اعداد ترتیبی ترتیب مرا می دهند
من آزمایش
پس می دهم
Powered By Blogger