Saturday, January 13, 2007

2007

حیف که دستمالی نشدم در دستان شما آنهم از نوع کاغذی هیچ چیز را نشانه نرفتن نه از سرعجز که همه چیز را نشانه گرفتن شما اسم این فرایند را چه می گذارید ناتوانم ولی حاضر و آماده لقمه ای باب دهان شما قبل از اینکه سرد شوم واز دهانتان بیفتم بیائید وحیف ومیل ام کنید خیلی خوشحالم از اینکه دستهایم به پشت تا می شوند بی اینکه پشت سرم چشمی داشته باشم حداقل می دانم که چند وجهی ام بیش از آنکه به قرنیه چشم ام اعتماد داشته باشم کلمات که قرینه می شوند اعتمادم را جلب می کنند

No comments:

Powered By Blogger