Blog Archive
-
▼
2007
(82)
-
▼
April
(18)
- بگذار شروع کنم بعد خودش خود بخود به مرور سر و شکل ...
- من لادن لاله ی گوش تواممرا ازحلق آویزان کن
- هر چه معذب تر باشم بیشتر عذاب می کشم و هرچه بیشتر ...
- حالا که مدام می گویند کاریست که شده و آبی ست که ری...
- انگار که در رشته ی سکوت محض فراغت یافته باشم می خو...
- امنیت در حاشیه ی خیابانها از آن مکتبی های وفادار ب...
- تنها از اول هر چیز می توان آغازنمود و بعد جایی در ...
- چگونه می توان یک تغییر بنیادی در زندگی ایجاد کرد آ...
- قبل از آنکه دست به هر کار خطیری بزنم باید همه جوان...
- virjiniya bakere,and
- درست است که هر جایی بنا به موقعیتی که می تواند در ...
- انگار که به دنبال اصابت چیزی باشم یا اینکه تک وتنه...
- صندلی ها را طوری دور خودم مرتب می کنم که در مرکز ث...
- دستهایم را به هم می مالم و انگار که وز وز مگس ها ر...
- همه چیز از شب آغاز می شود اما برای اینکه وقایع نگا...
- با حرص و ولعی پایان ناپذیر انگار که همه چیز در سرا...
- از زمختی ها قدری باید کاست و نازک بین بود این طور ...
- No title
-
▼
April
(18)

