Monday, April 23, 2007

virjiniya bakere,and

برای آنکه بتوانم خودم را کمی به اطراف سوق دهم باید بتوانم در موقعیتی سوق الجیشی قرار بگیرم و در هر آبریزگاه عمومی شعاری رکیک و سرزنده بنویسم و به تمام مقدساتم سوگند یاد کنم که برای لحظه ای دیری نپایم و برای هیچ از گرد راه رسیده ای درنگ نکنم و آنقدر با خودم کلنجار بروم که عاقبت نه تنها قدر عافیت را بدانم که حتی قلل رفیع کلیمانجارو را هم فتح کنم فقط و فقط ای کاش می توانستم بدانم که بر سر کدام یقین باید بایستم و به روی خودم هم نیاورم که او هم جایی همین دور و برها مانند من ایستاده است انگشت شصت خود را به علامت ظفر به سمت دانش به گا می دهم و در یک لحظه ی فراموش ناشدنی انگار که انبانی از کلمات در سر و شات گانی در دست کره اسبی باشم در جستجوی مادیان چهارنعل به سمت خوش بختی از موانع گوشتی پرش ارتفاع انجام می دهم و بعدها ضبط و ربط خودم را اینطور وانمودمی کنم که پولدار ها برای آنکه پولدارتر شوند باید دخل شان رادرآورد و با خرجشان یکی کرد

No comments:

Powered By Blogger

Blog Archive