Monday, June 25, 2007

فاطمه مادر دو دختراست یکی س دندانه دار و یکی ث سه نقطه دارو پسری که هر روز بهتر از دیروز و جسد پدردر گونی که توسط چوپانی در حوالی جایی به اسم نفرآباد پیدا می شود جسد شلوار زنانه بر سر دارد و مانتوی دخترانه بر تن در حالی که کفش به پا ندارد و این فرض را قوت می دهد که قتل درون خانه رخ داده است و تجسس پنج ساعته ی کارآگاهان مادر را از دیوار حاشا می کشاند به پای میز اعتراف که پدر بد اخلاق بوده است آنقدر که می شود گفت سگ اخلاق و شتر کینه که پسر را از درس خواندن منع کرده و دخترها اگر لیوانی را می شکستند قلب شان یک پارچه شکسته می شد از 7جا و تا اینجا همه چیز مسیر خودش را طی می کند و می تواند حتی دلیل محکمه پسندی باشد برای وقوع یک قتل آنهم وقتی که مادراز دوسال پیش که از رابطه ی خصوصی اش با هم سر و هم بستر فیلم ساخته شده بود در سر نقشه ی قتل پدر را پرورانده بود اما به اینجا که می رسم یکهو مغزم سوت می کشد که پدر 2 دخترانش را همواره وادار می کرده به خواندن کتابهای سیاسی و اینکه باید سیاست مدار شوند، این چه معنی می تواند داشته باشد و آیا پدر به طرز از پیش طراحی شده ای نمی دانست که سیاست آنطور که می گویند بی پدر و مادر است،هر چقدر زور می زنم راه به جایی نمی برم، هر چند حالا دیگر نبض پدر از طپیدن سرباز زده است و طنابی سفید که به دور گردنش حلقه شده است و رگ دستش که گشوده شده است وخفه خون گرفته درون گونی جا خوش کرده و حوالی جایی به اسم نفر آباد رها شده به امان چوپانی که هر روز گوسفندها را می برد به چرا و چرا من نمی دانم چرا
-----------------------------------------------------------------------------
توضیح واضحات اینکه این پست برداشتی ست آزاد بر گرفته از صفحه ی حوادث جریده های کثیرالانتشار مورخ 4تیر86

No comments:

Powered By Blogger

Blog Archive