Sunday, June 24, 2007

هر آن منتظرم بلندگوها دیوار صوتی بشکنند و اذان بگویند، ازآن که در نیمه های شب آب در خوابگه مورچگان می ریزد ،از آن که در کودکی چوب فرو می کرد در هر چه حفره ی سیاه ، ازآن که در نوجوانی با مشعلی مشتعل می رفت به سراغ کندوی زنبور عسل ،از آن که همچون ملکه ای در آن سوی آبها جشن تولد می گیرد ، از آن که شمع های کیک تولدش در این سوی آبها فوت می شود ،از آن که همیشه طوفان به پا می کند ، از آن که همیشه عده ای معترض اند و عده ای منتظر، از آن که تا عملی از کسی سر نزند عکس العملی سر نمی رسد،از آن که زرد است همچون بلال، از آن که سیاه می شود روی ذغال ، از آن که سفید است همچون دوا،از آن که لذت رابا تیغ موکت بری تقسیم می کند به چهار قسمت مساوی ، از آن که به قوت خود باغی ست، از آن که فرو رفته درخود یاغی ست، از آن که دراتوبان محصور نیایش گاز می دهد،از آن که در ترافیک کور سئول گوز می شود، از آن که نشسته در اتاق فرمان همه را از پشت کوه آمده می بیند و گوسفند چران

No comments:

Powered By Blogger

Blog Archive