Wednesday, June 6, 2007

گیر کرده در هندسه ی سهندها می خواهم بدانم چشم من هم آیادوربین دید در شب دارد یا اینکه باید مواخذه شوم که بترتیب علیرضا نازی را دیده ام و پروفسوراتانازی را خوانده ام که دوتا اختراع کرده است که یکی ماشین مرگ نام دارد و آن دیگری ماشین ترحم و ماشین سوم در آینده ای نزدیک شاید ماشین توهم که نمی دانم بایدتلویژن نگاه کنم یا به گلاویژن جواب پس بدهم که در هر دو حالت بچه را چند وقت دیگر از واژن بیرون خواهند کشید و درآغاز تنها واژه خواهد بود ودر پایان کشیده ای آبدار بر باسن کون برهنه ی کودکی معصوم و آنگاه سرفه ی خون لای سبزی پر رنگ ملحفه های جنینی مجنون وبزن بکوب کوس معکوس که انالحق چیزی میشود در خور شایان سوار بر انواع و اقسام دوچرخه ها و سه چرخه ها و چهار چرخه ها وما همچنان بی دست و پا بر خطا و برای لحظاتی چند در نطفه خفه گوش جان می سپاریم به گوز گوزاگزوز که پت پتش انگار فشار می آورد بر پرده ی سماخ و خت ختش انگار قروچه ی سماق بر دندان و سایه اش انگار که کوفتن چماق بر سندان و کو فوکو که این یک چماق هم نیست

No comments:

Powered By Blogger

Blog Archive