Wednesday, June 13, 2007



از دست راست به دست چپ درغلطیده ام پس باید درد بکشم انگار که جایی در درونم هم شاهراهی این بطن را به آن یکی بطن وصل می کند و باطنم به شکل ظاهرم و باطن یعنی اینکه با تنم چه باید بکنم وآیا قوانین اش را به رسمیت می شناسم پس چرا انقدر هن هن می کنم وشاید مرغ شده ام و قد قد هم می کنم ولی این درد از آن دردها نیست که مثلن قد بکشم ولی دیگران در مورد ظاهرم هر چه که خواسته اند همیشه گفته اند مثلن همان کسی که دیروز در یک کاناپه با هم سیگار دود میکردیم می گفت که لاغرتر شده ام آنهم به طرز دلخراشی یا ان یکی که در کافه ی دیگری یک سر و گردن از من عقب تر نشسته بود و می گفت که ریش خیلی به من می آید هرچند آن هنگام هم که همه را از دم تیغ گذراندم و تنها سبیل داشتم باز هم همه چیز به من می آمد یا آن یکی صاحب کافه که می گفت چرا بد دهن شده ام یا ان یکی که در محفظه ی کاری به طرز غافلگیرانه ای انگار که بخواهد مرا در گوشه ی رینگ مستطیل گیر بیاندازید با یکی دو جمله چنان گارد گرفت که صدای قرآن به من آرامش می دهد و جمله ی بعدی که در حکم هوک چپ بود که تو چطور و من به جای اینکه برگردم و بگویم تو بگو یک قران به طرز از سر وا کنی انگار که نخواهم حتی فکرش را هم بکنم گفتم حتمن همینطور است که شما می گوئید که این دو جمله شاید هر دو یک خاصیت داشته باشند و شاید حتی ضرب جمله دوم بیشتر باشد که همیشه تائید کردن آنهم وقتی که درگوشه ای گیری راه را برای خلاصی بیشتر نمایان می کند تا اینکه بخواهی گارد بگیری و به مبارزه ادامه بدهی ولی در هر صورت هر کسی اگر پنج انگشت دارد می تواند به اندازه ی بند بند انگشت هایش در طول شبانه روز دیگران را انگشت کند و این دیگر اصلیست که در این مرز و بوم به عینه به من اثبات شده است و فرقی نمی کند که در انگشتانش چه تعداد انگشتر داشته باشد می خواهد مثل من به یکی اکتفا کند آنهم برای اشاره و چپر چلاغ وعتیقه آنچنان که انگشتر من به نظر می رسد و می خواهد مثل خانم رئیس جمهور ساندنیست سابقن چریک حالا چروک پشت تریبون باشد که در هر انگشتش به تعداد انگشتان دو دست انگشتر داشته باشد و شایدهمه ی همسران مبارزان اینگونه اند که مشت شان نه تنها نمونه ی خروارشان که هر چه انگشترش بیشتر کوبنده تر

1 comment:

Bong Tara said...

aZZam ma khaSSim
hamana daSs aSs ke baghi mimanad

booth be shOOma

Powered By Blogger

Blog Archive