برای لحظه ای گوش ها در بهت فرو می روند و آنتن ها از دست می روند و ابهت از سر و کول همه بالا می رود و گوینده ی اخبار ساعت 9 صبحگاهی شبکه ی رادیویی جوان دست در دست راننده ی تاکسی از مزایای دادار داد گسترداد سخن می راند که چگونه شبکه ی مخوف فیلمهای غیر اخلاقی موبایل هایی که بدون آنتن هم مجبور به دادن اند متلاشی می شود ونو جوانی 13+3 ساله در ایستگاه متروی بهارستان بهارعمرش را دونیم می کند و نیمه ی بهشت اش را پیش کش آقای نیستانی می کند که در کافه ای همیشگی سیگار تولدش را در هوا فوت می کند و ما نه روی میز همیشگی که روی نیم کره ی چسبیده به دیوارشیشه ای کافه ی آقای فضلی شکلاتی را با مغز بادام گسترمان ازوسط دو نصف می کنیم و در نصفه ی اولش روی هره ای با دادار دودور محسن نامجو سر به سر می شویم و پا به پا و در نصفه ی دیگرش من می مانم و مگسی روی شیشه و مگس کشی پشت شیشه ونور چراغ قو ه ای که معلوم نیست آسمان میدان ولی عصر را در جست و جوی کدام عجل معلق فرا زمانی تفرج می کند
Sunday, May 6, 2007
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Blog Archive
-
▼
2007
(82)
-
▼
May
(28)
- سپید جادو کرده باشید یا سیاهو پای استدلالتان چوبی ...
- ومن که عین سگ از سگ می ترسم و با این حال تنها با آ...
- غریبه ای وارد شهر می شود و به دنبال خانه ای می گرد...
- فندک به اواخر خودش نزدیک می شود و دیگر با یک بار س...
- همیشه به چیز دیگری احتیاج داشته ام و همیشه جواب دا...
- چگونه می توانم به گوش های دیگران اعتماد کنم که انگ...
- من بارها تا استانه رفته ام و برگشت خورده ام . من ن...
- مادر را از هوش رفته روی صندلی های قطار پیدا می کنن...
- come on baby fight my fire
- باید بتوانم جور دیگری هم به خودم بپردازم حالا که د...
- هاله ای ناپدید شده که نه نورانیست و نه حتی ابهامی ...
- نه مهتاب اینجا ست و نه حتی افتاب که زیر سقف هم می ...
- آنقدر به این در و آن در خورده ام که لیاقتم تخلیه ی...
- زانوانم در کشکک لق لق می زنند وچشمانم در حدقه له ل...
- گرد باد باد که اگر سدوم ره افسانه ای بود در دور دس...
- بطریق طریقت راه سپرده ام و در کسوت سکوت حق به جانب...
- بیدار و بیمار نه آنچنان که در امثال آورده اند و اح...
- این بار ولی قصر در نرفتیم که اخر شب که از گاندی ما...
- همیشه همان یک در و بعد انگار همان یک در هم به رویت...
- چرا فکر می کرد من چتم شاید از طرز نگاهم و شاید از ...
- معدود خارجیهایی که در شهر می بینم خودشان را ماسکه ...
- برای لحظه ای گوش ها در بهت فرو می روند و آنتن ها ا...
- همه چیز شامل طی کردن مراحلی می شود و برای اینکه بت...
- درست از لحظه ای اغاز می شوم که گشنه می شوم و این ز...
- سکوت حکم فرماست وهیچ کس برگ برنده را رو نمی کند مد...
- کار شاق و اجباری و مسخره بازی دوزاری هر چیز را که ...
- هراس دروازه بان از ضربه ی پنالتی* امشب باز هم ورق ...
- به قیافه اش نگاه کن که چگونه ایستاده سر پا یک سوم ...
-
▼
May
(28)


1 comment:
aZzam pa chera rOO ii nayOOmade
ma aLane aa koja beFammim ke to
diroo
chi bOoti?
Post a Comment