- بطریق طریقت راه سپرده ام و در کسوت سکوت حق به جانب گرفته ام
- کمی نان اطمینان خود خورده ام وکمی نخود در گوشت دیگران کوبیده ام
- درهمه جا دیلیت شده واز هیچ نفر شترمرغ مردی سواری نگرفته ام
و هر صدایی را مجموعه ای میان تهی ازاعداد واعشارواشعارشنیده ام
ومدام نهیب خورده ام که
پس کی می رسد این ازدحام خام که ابرهم قدرتی است برای خودش درمیانه های اسمان
و از نیش پشه در رنج ،آرنج ارنج کرده ام دریک سوم میانی ات
که نه در مستطیل سبز که در شکوه علفزارهم چریده ام
و تشر زده بر چهره ی مردک، چنگک زدیم برعکس فندک
ونشسته دربرعلف، تلف شدیم در دک ودهان و پوز بزک - تشنه مانده همچون استخر
وآخرین ته سیگارکه له له شده است برعلیه پای افزار
طبل بزرگ زیرپای چپ حرکت را از نو نواخته است
وکودک خیابانی راهی به سمت تئاتر خیابانی
راه رفته را بازگشت خورده ام و هزارو یک بدبختی
که کف گیررفته خورده به ته دیگ - وگیر واگیردارداده ام به سیگار
که درانتها همچون نامه ای توخالی - پست شومی شوم
- درظلمات صندقی اسپاطی
Saturday, May 12, 2007
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Blog Archive
-
▼
2007
(82)
-
▼
May
(28)
- سپید جادو کرده باشید یا سیاهو پای استدلالتان چوبی ...
- ومن که عین سگ از سگ می ترسم و با این حال تنها با آ...
- غریبه ای وارد شهر می شود و به دنبال خانه ای می گرد...
- فندک به اواخر خودش نزدیک می شود و دیگر با یک بار س...
- همیشه به چیز دیگری احتیاج داشته ام و همیشه جواب دا...
- چگونه می توانم به گوش های دیگران اعتماد کنم که انگ...
- من بارها تا استانه رفته ام و برگشت خورده ام . من ن...
- مادر را از هوش رفته روی صندلی های قطار پیدا می کنن...
- come on baby fight my fire
- باید بتوانم جور دیگری هم به خودم بپردازم حالا که د...
- هاله ای ناپدید شده که نه نورانیست و نه حتی ابهامی ...
- نه مهتاب اینجا ست و نه حتی افتاب که زیر سقف هم می ...
- آنقدر به این در و آن در خورده ام که لیاقتم تخلیه ی...
- زانوانم در کشکک لق لق می زنند وچشمانم در حدقه له ل...
- گرد باد باد که اگر سدوم ره افسانه ای بود در دور دس...
- بطریق طریقت راه سپرده ام و در کسوت سکوت حق به جانب...
- بیدار و بیمار نه آنچنان که در امثال آورده اند و اح...
- این بار ولی قصر در نرفتیم که اخر شب که از گاندی ما...
- همیشه همان یک در و بعد انگار همان یک در هم به رویت...
- چرا فکر می کرد من چتم شاید از طرز نگاهم و شاید از ...
- معدود خارجیهایی که در شهر می بینم خودشان را ماسکه ...
- برای لحظه ای گوش ها در بهت فرو می روند و آنتن ها ا...
- همه چیز شامل طی کردن مراحلی می شود و برای اینکه بت...
- درست از لحظه ای اغاز می شوم که گشنه می شوم و این ز...
- سکوت حکم فرماست وهیچ کس برگ برنده را رو نمی کند مد...
- کار شاق و اجباری و مسخره بازی دوزاری هر چیز را که ...
- هراس دروازه بان از ضربه ی پنالتی* امشب باز هم ورق ...
- به قیافه اش نگاه کن که چگونه ایستاده سر پا یک سوم ...
-
▼
May
(28)


No comments:
Post a Comment