Thursday, May 10, 2007

این بار ولی قصر در نرفتیم که اخر شب که از گاندی مانده و از سایر نقاط رانده بودیم عزم جزم کردیم که برویم قصر و در کافه گالری خودمان را در معرض تماشا بگذاریم و بر بخوریم میان تازه به دوران رسیده ها و تابلو بشویم برایشان که درصد ناچیزی هم الکل در خونمان بود و امید که به گفته ی خودش اولین چیزی که به چشم اش آشنا بیاید همان از دهانش در می رود وقتی شنید ازیکی از پیشخدمتها که جایی برای سرویس کردن ما چه در زیر سقف و چه در زیر اسمان نه وجود خارجی دارد ونه وجود داخلی برنتابید و روسای کاخ نشین کافه گالری را گی خطاب کرد و یکهو دیدیم که درهای کاخ به روی ما بسته شد و شد حمام و اشچزخانه و اتاق خوابی با عکسی مشکوک از هدیه تهرانی بردیوارش که خودشان می گفتند اینجا اسایشگاست و کلمات در نوسان بین گی بودن و کونی شدن وبه گا رفتن که دو راه پیش پای ما گذاشتند یکی گه خوردن و ان دیگری پاسگاه رفتن وما که هنوز در حد درصدی کله مان گرم خودمان بود انقدر این پا و ان پا کردیم که مامور نیروی انتظامی بی سیم به دست وارد عمل شد انگار نه انگار که همین چند ساعت پیش امید در مزیت موتورولا سخن پراکنی کرده بود و من بر این عقیده که موبایل اگر بی سیم شود در دست ناجا می شود چیزی در مایه های موتورولاه و ما را به خط کردند وگفتند ها کنید همانگونه که کربلاها دادیم و النگوبه دست نشستیم در پیکان حاشیه دارودم در پاسگاه خلع موبایل شدیم شاید چون کمر بند نبسته بودیم و رفتیم داخل قلمرو جناب سروان که همانجا تفالی هم به گلستانه ای که ساعتی پیش کش رفته بودیم زدیم که شعری آمد از شارل بودلر و اینکه همواره باید مست بود و در همین اثنا روسای کاخ نشین دست در دست مامورابی پوش زردانبوغ حراست کاخ که همواره به رخ ما می کشید که اگرتلی بودید ازتریاک کسی کاری به کارتان نداشت که حالا که چند درصدی هم بیشتر نیستید بالکل دمار از روزگارتان در خواهیم اورد و خواهیم گذاشت جلوی جناب سروان و اینچنین شد که بعد از کلی مذاکره و مراوده امضا دادیم و انگشت زدیم و قرار براین شد که اگر کلاهمان هم افتاد آن طرف ها فراموش نکنیم که انجا محل دولاپهنا شدن نیست نه برای ما و نه برای گی بین ها

1 comment:

Yerma said...

هه! پس این مزاحم های کافه برهم زن شماهایید
به دوست محترم بفرمایید همان گاندی که پر از ریش و پشم جایگاهش ، به
نه هر که کافه رود ، شعور زندگی اجتماعی دارد

Powered By Blogger

Blog Archive